|
این شعری است که به زبان فرانسه گفتهام و مربوط به مرگ مایکل جکسون است. روزنامهها نوشته بودند که مایکل احتمالن بر اثر مصرف بیش از حد دارویی به نام "پروپوفول" مرده است. نام این دارو در زبان فرانسه (ی قدیم) به معنی "حرفهای دیوانهوار" یا "سخنان ابلهانه" است و این شعر در واقع به نوعی با همین واژه و گزاره بازی میکند. معنای تحت اللفظی شعر این است: "شاید او از مصرف بیش از حد پروپوفول نمیمرد اگر در مدرسه حرفهای خوب یاد گرفته بود!" شاید خندهدار باشد، ولی بهترین برگردانی که از این شعر به نظرم میرسد این است: "دواهاشو خورد فردا شبش مُرد!" |
« Michael Jackson serait bien mort d'une surdose de Propofol ». (La presse) Michael Jackson Il ne serait pas mort De surdosage De « Propofol » S’il avait bien appris Des propos sages A l’école ! Massoud SALARI, septembre 2009 |
یادی از سالهای غزلسرایی در این روزهای بی غزل:
در سر مرا هوای غزلخوانی است
قلبم پر از ترانهی زندانی است
غمگينترين قناری اين باغم
با غم مرا قرار غزلخوانی است
پيدا نمیشود غزلآبادی
اینجا پر از قصيدهی ويرانی است
دیگر مجال نغمهی بلبل نیست
وقتی کلاغ غرق سخنرانی است
در آسمانِ گریه زمین غرق است
وقتی هوای چشم تو بارانی است
بوی نسیمِ صبح نفسگیر است
آنجا که هر زمان شب طولانی است
ساحل اگر چه موج هراسان را
پایان روزهای پریشانی است
اما برای کشتیِ بیلنگر
دریای پر تلاطم طوفانی است
گل را چه سود هر چه بهار آید
وقتی که قلب باغ زمستانی است
هر غنچه بر نیامده پرپر شد
انگار چاره سر به گریبانی است!

