تبليغاتX
نامه‌های پارسی LETTRES PERSANES

نامه‌های پارسی LETTRES PERSANES

شعرها، ترجمه‌ها و نوشته‌های مسعود سالاری Les poèmes, les traductions et les écrits de Massoud SALARI

نوش

(سرود ملی اسلوونی)

 

جالب است که نام سرود ملی کشوری "نوش" باشد و در آن فقط از عشق و آشتی با مردم جهان گفته شود، و سرود ملی کشور اسلوونی چنین است.[i] جالب‌تر آن که بر خلاف معمول سرودهای سایر ملل، در این سرود نه نامی از اسلوونی برده می‌شود، نه اثری از ویژگی‌ها و زیبایی‌های منحصر به فرد این کشور هست که آن را برترین سرزمین و مردمش را بهترین خلق معرفی کند، و نه اساسن دشمنی هست که قرار باشد کسی خون او یا خودش را در راه مبارزه با آن بر روی خاک میهن بریزد! چنان که گویی نه سرودی "ملی"، بل‌که سرودی برای بشریت است.

داستان آشنایی من با سرود ملی این کشور اروپای شرقی به سال 1386 برمی‌گردد که برای کاری از اتریش از طریق زمینی به اسلوونی رفتم، کشور کوچکی به غایت زیبا و جذاب. در میدان مرکزی پایتخت آن لیوبلیانا (Ljubljana)، تندیس مردی را دیدم که ایستاده و روی تخته سنگ بالای سرش تندیس زنی فرشته‌سان هست که به سوی دیگر میدان می‌نگرد. در بالای میدان هم تندیس‌های فرشتگان کوچک و چند فرم انتزاعی دیگر آویخته است.

از اسم و رسم این تندیس‌ها پرسیدم، گفتند یادمان شاعر ملی‌شان، فرانتس پرِه‌شِرِن (France Prešeren) است که در قرن نوزدهم می‌زیسته و اکنون در این میدان، نگاه سنگی‌اش به یولیا پریمیچ، زنی که منبع الهام شعرش بوده و او عاشقش بوده، دچار ابدیت شده است.

بعدها بیشتر کاویدم و دریافتم که سرود ملی کنونی این کشور در واقع بخشی از یک شعر معروف از همین شاعر کلاسیک، پرِه‌شِرِن است که آن را در سال 1884 سروده و در 27 سپتامبر 1989 به عنوان سرود ملی برگزیده شده است. شعری در نُه بند که هر بندِ آن در زبان اصلی تقریبن به شکل یک جام شراب است. این شکل اورگانیک در واقع به درون‌مایه‌ی اصلی شعر مربوط می‌شود که از نوش‌خواری، عشق، آزادی و آشتی با مردم دنیا می‌گوید.

نام این سرود ملی در زبان اصلی اسلونیایی Zdravljica، به معنی "سلام" یا "گوارا باد" است، اما نام شعر پرِه‌شِرِن را در ترجمه‌های انگلیسی و فرانسوی Toast نوشته‌اند که به معنی "شادخواری"، "نوش‌خواری"، "به سلامتی"، "به سلامتی یکدیگر نوشیدن" و "گوارا باد" است. در دو معنی اول ("شادخواری" و "نوش‌خواری") درنگ و جستجو کردم و دریافتم که شوربختانه در زبان فارسی رسمی[ii] امروز، این دو واژه بار عاطفی مثبت خود را از دست داده‌اند و بسا در معنی منفی به کار می‌روند[iii]. در نهایت، بهترین و موجزترین معادلی که برای این نام یافتم "نوش" بود که فردوسی هم آن را در معنی "گوارا باد" به کار برده است:

"به فرمانش مردم نهاده دو گوش

ز رامش جهان بُد پر آواز نوش"

 

سرود ملی اسلوونی را ابتدا به زبان اصلی ببینید:

 

Zdravljica

 

Živé naj vsi narodi,
ki hrepené dočakat' dan,
da, koder sonce hodi,
prepir iz sveta bo pregnan,
de rojak
prost bo vsak,
ne vrag, le sosed bo mejak!

 

نمونه‌ی تلاش مترجمان در زبان‌های دیگر برای حفظ شکل ظاهری و تقطیع هندسی شعر را هم ببینید (ترجمه‌ی فرانسه[iv]):

 

Toast

 

Vivent tous les peuples du monde
Qui aspirent à voir le jour
Où le soleil dansant sa ronde
N’éclairera que de l’amour,
Où tout citoyen
Sera libre enfin,
En paix avec tous ses voisins !

 

برگردان دیگری به زبان فرانسه:

 

Toast

 

Vivent tous les peuples

Qui aspirent à voir le jour,

Où, là où le soleil suit son cours,

La querelle du monde sera bannie,

Où tout citoyen

Sera libre enfin,

Et pas un ennemi, mais le frontalier sera voisin.

 

در برگردان فارسی شعر نیز کوشیده‌ام تا صورت هندسی آن را حفظ کنم، هر چند بر خلاف آن چه ممکن است به نظر بیاید، ترجمه‌ی درون‌مایه و صور ذهنی شعر بسیار دشوارتر بود.

 

نوش

 

زنده باد همه‌ی مردم جهان

که سودای آن روز را در سر دارند،

روزی که آفتاب در حلقه‌ی رقص خود،

از عشق برافروزد نه از کینه،

و هر شهروندی آخر

آزاد باشد،

بی دشمنی، در آشتی با تمام همسایگانش!

 

مسعود سالاری، هفتم آبان 1388 (29 اکتبر 2009)، پاریس

 

نسخه‌ی دست‌نویس شعر "نوش" که گویا در زمانه‌ی خود از دست سانسورچیان جان سالم به در برده است.
 
تندیس پره‌شِرِن و معشوقه‌اش یولیا در مرکز لیوبلیانا

[i] بعدها دوستی به خاطرم آورد که میلان کوندرا، نویسنده‌ی فرانسوی اصالتن اهل جمهوری چک، در کتاب معروف کلاه کلمنتیس به وجه آشتی جویانه‌ی سرودهای ملی چند کشور اروپای شرقی اشاره کرده است. کلاه کلمنتیس کتابی است که شادروان احمد میرعلایی با ترجمه‌ی فارسی آن، برای نخستین بار میلان کوندرا را به ایرانیان شناساند.

[ii] منظورم از "زبان رسمی" بیشتر آن زبانی است که سیاسیون، روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها و به ویژه رادیو و تلویزیون به کار می‌برند.

[iii] می‌گویم "شوربختانه" چرا که بار مثبت این واژگان تنها به دلیل نگاه اخلاق محور و شادی گریزِ تحمیل شده بر جامعه‌ی ما در سال‌های اخیر از میان رفته، تا جایی که بیشتر هم‌پایه‌ی واژگانی چون "عیاشی" و "لاابالی‌گری" استفاده می‌شوند.

[iv] با جستجو در منابع اینترنتی و به ویژه با پرسش از کسانی که زبان اسلوونیایی می‌دانند، دریافتم که شوربختانه تنها ترجمه‌ی انگلیسی موجود از این شعر، چندان امانت‌دار نبوده، تا جایی که گزاره‌ی "زنده باد ..." در ابتدای شعر را "God's blessing on ..." ترجمه کرده و به این ترتیب گونه‌ای بار مذهبی به این سروده داده که در متن اصلی وجود ندارد.

دو برگردان فرانسوی نیز تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند، گو آن که یکی شاعرانه‌تر است. من نیز در برگردان فارسی تلاش کرده‌ام تا وجه شاعرانه را بیشتر بازنمایم تا وجه شعاری معمول در سرودهای ملی را، زیرا از هر چه بگذریم، پره‌شِرِن شاعر بوده است و نه سیاست‌مدار.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 1:41 AM  توسط مسعود سالاری Massoud SALARI  |