به طور اتفاقی در یک سایت ادبی به نام "جن و پری" به مطلبی برخوردم با امضای خانم مهین احمدلو دربارهی نمایشنامهی "فدر"، اثر ژان راسین فرانسوی، که انصافن متن خوبی بود. اما در پایان این متن بندی آمده که نگارنده در آن، برگردان فارسی من از این شاهکار کلاسیک فرانسوی را به شیوهای غیر علمی نقد و به من توصیه کرده روش ترجمهام را عوض کنم:
نمیتوان سخن را تمام کرد و از ترجمهی فدر بیاعتنا گذشت. در میانهی داستان، با یک معادلسازی عجیب و غریب روبرو میشویم! اشعاری از نیما و اخوان و ضربالمثلهای فارسی به شکلی ناشیانه وارد متن شده و خوانش نمایشنامه را با اختلال مواجه میکنند. روش نه چندان معمولی که مترجم بکار گرفته ابداً مناسب متون کلاسیک نیست چرا که خواننده را بارها از حال هوای کلاسیک بیرون میکشد. به این مورد توجه کنیم:
« ... دلواپسیهای سیاهی آمدهاند تا مرا به هراس افکنند.»
اما سرانجام «آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است.
بیا به جای دیگری برویم تا من ببینم با کدام نغز آیا
خواهم توانست ترحم پدرم را برانگیزم...» (ص 84 )
پسندیده این بود که مترجم گرامی به جای این نوآوری، چنین معادلسازیهایی را در پینوشت یا توضیح آخر کتاب میآورد تا به اصل متن خللی وارد نشود. امیدواریم ترجمهی آثار بعدی راسین قابل قبول و در خور شأن این نویسنده و شاعر بزرگ کلاسیک و خوانندگان باشد.
جالب اینجاست که نگارنده مقدار زیادی از دادههای متن خودش را از پینوشتهای کتاب من (البته با ذکر منبع) آورده است. این جوابی است که من زیر همان مطلب نوشتهام (اگر در آنجا چاپ شده باشد):
سلام، خیلی اتفاقی این مطلب را خواندم و استفاده کردم. انصافن مطلب جالبی بود. اما آن انتقاد غیر علمی شما درمورد ترجمهی "فدر" را درست متوجه نشدم. متأسفانه نوآوریهای من در این ترجمه را طوری تقبیح کردهاید که گویی من در میانهی کتاب راسین، گلچینی از شعرهای نیما و اخوان و شاملو آوردهام! یا این که انگار کاربرد ضربالمثل در ترجمه کار ناصوابی است! من نه تنها تناقضی به قول شما "ناشیانه" میان ضربالمثل و متن کلاسیک نمیبینم، بلکه معتقدم ضربالمثل یک اشتراک ماهوی با متن کلاسیک دارد: یا از متن کلاسیک گرفته شده، که در این صورت خودش از همان ابتدا ماهیت کلاسیک داشته است، یا از متن کلاسیک گرفته نشده، که خودش بعد از کثرت استعمال کلاسیک میشود (چون ضربالمثل است وکاربرد فراوان دارد) و بسا که متن مادر را هم تبدیل به یک متن کلاسیک میکند. در جایی که ضربالمثل "آن را که حساب پاک است ..." از متن کلاسیک فارسی (سعدی) گرفته شده، من نمیفهمم چرا کاربرد آن برای برگردان یک متن کلاسیک فرانسوی صحیح نیست! عبارتهای بر گرفته از متون معاصر هم که در زبان امروزه به صورت اصطلاحات رایج و ضربالمثل به کار میرود از ظرفیتهای زبان امروز به شمار میروند و میتوانند در ترجمه به کار گرفته شوند. برای مثال، "آی آدم ها"ی نیما در فارسی چنان مشهور است که دیگر کلاسیک شده، بلکه شعر نیما هم در زبان عصر ما کلاسیک محسوب میشود.
پیشنهاد دادهاید که چنین نوآوریهایی را در پایان به صورت پینوشت بیاورم، ولی به نظرم مضحک است که من در متن کتاب مثلن بنویسم "ای انسانها" و در پینوشت بنویسم که منظورم "آی آدمها"ی نیما بوده است!
نکتهی دیگر آن که من به رسم امانت، نام شاعری را که در ترجمه از او وام گرفتهام، آوردهام. برای من به دور از انصاف است که بنویسم "سنگ تیپا خوردهی مغموم" و نامی از اخوان نبرم. ترجیح میدهم از سوی کسانی چون شما که ظاهرن در برابر نوآوری گارد دارید متهم بشوم، اما به دزدی ادبی متهم نشوم!
با این همه از شما سپاسگزارم که ترجمهی مرا از "فدر" خوانده اید، زیرا این نخستین ترجمهی این شاهکار فرانسوی به فارسی است. در ضمن برای مزید اطلاع شما، مشغول ترجمهی سایر نمایشنامههای راسین هستم که تقریبن همگی برای نخستین بار در تاریخ بشریت به فارسی ترجمه میشوند، و تا چند روز دیگر کتاب "آتالی" از همین مجموعه را راهی چاپخانه خواهم کرد. اما به دلایل علمی و ادبی، و بر خلاف توصیهی محافظهکارانهی شما، دست از ترجمههای نوآورانه با حفظ زبان کلاسیک و با استفاده از بیشینهی توانمندی زبان فارسی امروز برنخواهم داشت.
